X
تبلیغات
زولا

مستند داستان تمدن


مرتبه
تاریخ : شنبه 22 آبان 1395

منشور خشتی حقوق بشر کوروش: به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. 

 

با این حال این منشور مورد اعتراض قرار گرفته است و نامگذاری این استوانه را به این نام به حکومت پهلوی نسبت می دهند. و کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر به ناهمخوانی‌هایی در این منشور اشاره دارد. و معتقد است: "سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است." پرفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود دروغ‌های بزرگی در این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل بکار برده، اشاره می‌کند. بروس لینکلن به چهار قیام مردم بابل بر علیه حکومت پارس‌ها اشاره کرده و ماهیت این منشور را زیر سؤال می برد.

منشور حقوق بشر کوروش

تشکیک و تردید در ترجمه متن منشور نیز بر این بدگمانی ها سایه افکنده است به طوری که نسخه‌های جعلی بسیاری از ترجمه این منشور موجود است.

دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.

اما جای سوال اینجاست که چرا امپراطور بزرگ و فهیمی همچون کوروش متن تاریخی خود را بر مشتی خشت می نگارد تا برای آیندگان به یادگار ماند؟!  آیا او به یاد ندارد که چنین کتیبه خشتی هرگز از گزند آب و باد در امان نخواهد ماند؟!

آیا با توجه به تردید ها و تشکیک های فوق این بدگمانی حاصل نمی شود که شاید دست هایی در ساخت این لوح استوانه ای گلی به عنوان متن اولیه حقوق بشر و انتساب آن به کوروش در کار است. چیزی که تازگی ندارد و حداقل برای برخی از برماند های تاریخی ما اتفاق افتاده است؟!! از جعل متن حکاکی شده بر کعبه زردشت تا سرقت هزاران الواح گلی و آثار باستانی دیگر.

آیا نقش کابالیسم و یهود را در تیتر ساختن این متن می توان نادیده گرفت؟ چرا که کوروش "قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.

در تمجید و بزرگداشت کوروش و در باره فرمان کوروش مبنی بر آزادی یهودیان،  در باب‌های گوناگون عزرا و اشعیا در کتاب تورات (عهد عتیق) آمده است: "خداوند روح کوروش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی صادر کند و بنویسد کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه خدای آسمان مرا چنین امر فرموده است که خانه‌ای برای او که در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم. پس همگی برخاسته و روان شدند تا خانه خداوند را بنا نمایند. و کوروش پادشاه، ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر (بخت‌النصر) آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خود گذاشته بود، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد".

متن منشور حقوق بشر کوروش به عبارت غربی یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ جهانی است. و یا به عبارت دقیقتر نماد کاملی است از فرهنگ منحط لیبرالیسم که تحت عنوان حقوق بشر از آن بهره برداری می شود.

اکنون بدون تمامی این بدگمانی ها، مفاد و متن منشور خشتی منتسب به کوروش دقیقا "حقوق بشر" مورد نظر غربی را تایید میکند: در این متن آمده است که " کوروش پس از تسخیر بابل، در بابل بر تخت پادشاهی نشست کرد و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرینمردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت."

 این دقیقا همان روش و سیاست کابالیسم و شیطان در برابر انبیا الهی است. هر نوع پرستش و هر آئینی را مجاز اعلام می دارد و حتی خود در پیشگاه بت بابلیان مردوک (بعل، ابلیسک) این بزرگ بت تاریخ بت پرستی و کابالیسم به خاک می افتد و او را نیایش می کند!

منشور خشتی کوروش در مقر سازمان ملل متحد و کتبیه نقش بربسته بر سر در سازمان ملل "بنی آدم اعضای یکدیگرند" از سعدی و هر دو از ایران زمین هستند.

با این حال یکی از طنز های بزرگ تاریخ آنهم با حروف بزرگ خود نمایی می کند سو استفاده از مفاد ایرانی بر علیه ایران است. و این چیزی است که مخترع مکتب ایرانی!! با تمام آگاهی بر آن، آن را در راستای تفکرات کابالیسم و ایجاد خط فکری جدید در ایران به نمایش گذاشت.

 با این حال هر ایرانی مفتخر است که مخالف حقوق بشر از نوع غربی است. آنچه هر ایرانی بر آن پایبند است "حقوق انسانی است" نه "حقوق بشر". حقوق بشری که بنیان خانواده اش متلاشی و فرزندانش فاقد شناسنامه خانوادگی است. قماربازان در کازینوها و ومردانش در بارها مست و لاقید و روسپی ها و همجنس بازان در معابر شهر های سنگی و عظیم آن آزادند.  




طبقه بندی:
ارسال توسط صادق
آخرین مطالب
.: :.

قالب وبلاگ