X
تبلیغات
رایتل

مستند داستان تمدن


مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395

ارزیابی نقش دانشگاه های غرب در حوزه علوم انسانی و کارکردی که به نام تحقیقات مستقل علمی انجام می دهند، با توجه به مثال های روشنی که به دلیل ارائه ادله قوی که خللی در آنها وارد نیست، ما را به حوزه هایی هدایت می کند که با انبوهی از فریب‌کاری های هولناک برای انحراف افکار به بهانه کار علمی مواجه می شویم. این دانشگاه ها که نزدیک به دو قرن است بر طبل مستقل بودن علم می کوبند، چنان میدانی برای فریب‌کاری و فراهم آوردن زمینه های استثمار ملت ها با استفاده از ارائه داده های غلط و گمراه کننده پدید آورده اند که حد و مرزی برای آن وجود ندارد. 

 

دانشگاه شیکاگو همچنین الواح گلی دوره عیلامی را که نشان‌دهنده سابقه تمدنی ایران قبل از دوره هخامنشی است و برخلاف تاریخ‌سازان و مستشرقان یهودی که می‌کوشند مبدأ تاریخ ایران را دوره هخامنشی نشان دهند، واقعیت دیگری را اثبات می‌کند، به‌ناحق ضبط کرد و به کشورمان باز نمی‌گرداند. این همان چیزی است که لزوم بازنگری در حوزه علوم انسانی و به دور ریختن تمام داده های بی بنیان دانشگاه های غرب را ضروری می سازد. یکی از این دانشگاه های سرشناس، دانشگاه شیکاگو است.

در اطلاعاتی که در این نوشتار عرضه می شود با جعلی وحشتناک در بنای موسوم به کعبه زرتشت در محوطه نقش رستم مواجه می شویم که به‌اصطلاح دانشمندان این دانشگاه در سال های 1316 و 1317 شمسی انجام داده اند. در این جعل که نشانه ابدی برای بی آبرویی این دانشگاه سرشناس آمریکایی است، ما با کندن کتیبه های باستانی به بهانه کار باستان شناسی مواجه می شویم که دانشمندان ارسالی از این دانشگاه انجام داده اند.

در محوطه نقش رستم، بنایی به شکل مکعب مستطیل وجود دارد که تعیین هویت دقیق و کاربرد آن مشخص نیست. این بنای سنگی را که به احتمال بسیار، هویتی یونانی دارد، ترویج دهندگان ناسیونالیسم در ایران از دوران اول پهلوی به شکل معنی داری "کعبه زرتشت" نام داده اند تا بدیلی ایرانی برای خانه کعبه ایجاد کرده باشند. گمانه هایی برای کابرد آن در نجوم وجود دارد که هنوز مورد بررسی دقیق علمی قرار نگرفته است؛ اما بحث مهم کتیبه هایی است که دانشگاه شیکاگو به خط های یونانی و موسوم به پهلوی در سه ضلع این کتیبه کنده است. نوکنده بودن این کتیبه ها با استناد به تصاویری که ارائه می شود، به آسانی قابل اثبات است.

تصویر 1

کعبه زردشت
 

این تصویر، سکوهایی را در اطراف بنا نشان می دهد که پس از حفاری های دانشگاه شیکاگو برداشته شده و کتیبه هایی به جای آنها به خط های یونانی و پهلوی نشان داده شده که امکان وجود کتیبه در زیر این سکوها را در تصاویر بعدی بررسی می کنیم.

 این تصاویر نشان می دهند که اگر جرزها را بر محل استقرار کتیبه ها منطبق کنیم، در می یابیم که قسمت هایی از آنها را می پوشانند و استدلال حفاظت از کتیبه ها که توسط برخی ذکر می شود، کاملا بی پایه و اساس می شود. نمی توان پذیرفت که شاهان ساسانی بر بنایی کتیبه بکنند و سپس آنها را با این جرزها و به شکلی که ارائه شد، بپوشانند. البته این تنها آغاز داستان است و قسمت اصلی بحث به کتیبه های نوکنده آنها مربوط می شود که در تصاویر بعدی به خوبی اثبات می شود.

تصویر 3

کعبه زرتشت
 

این تصویر قدیمی یکی از کتیبه های کنونی را به صورت تخریب شده نشان می دهد و این سنگ به کلی معیوب با سنگ دیگری جایگزین شده و بر روی آن کتیبه ای حک شده است. بررسی متن کتیبه ها نشان می دهد که حجار هرگاه به محل تخریب سنگ بر اثر مرور زمان (کرم خوردگی سنگ) برخورد می کرده، از روی آن پریده و دنباله متن را در سوی دیگر نوشته است که این موضوع نشان می دهد در زمان نقر کتیبه ها، سنگ به همین شکل معیوب بوده است. در جایی مانند نقش رستم که پر از صخره های آزاد است، نمی توان پذیرفت که شاهان ساسانی کتیبه های خود را بر چنین سنگ هایی حک کرده باشند.

تصویر4

کعبه زردشت
 

چنانکه در این تصویر مشاهده می کنید، در قسمت های کرم خورده اثری از نوشتار بر کتیبه نیست و حجار متن خود را در قسمت های بالایی و پایینی و همچنین بین دو قسمت معیوب نقر کرده است، به عدم موزون بودن خطوط توجه کنید.

تصویر 5


 

خط قرمز تفکیک خطوط و همچنین فضاهای خالی را به خوبی نشان می دهد که به‌طور منطقی در صورتی که کتیبه بر سنگی سالم نقر می شد، نمی توانست بدون حک حروف باشد.

تصویر 6

دانشگاه شیکاگو کعبه زردشت
 

این تصویر قسمت پایین خطوط را نشان می دهد که در فاصله معینی از کرم خوردگی سنگ بدون نوشتار بوده و دلیل دیگری بر کنده شدن کتیبه ها در زمان وجود آثار تخریب بر سنگ است.

تصویر 7

 دانشگاه شیکاگو کعبه زردشت

در اینجا اثر دیگری از وجود کرم خوردگی سنگ و ادامه نوشتار در کتیبه به خط یونانی پس از قسمت تخریب شده سنگ دیده می شود.

تصویر 8

دانشگاه شیکاگو کعبه زردشت 

در این تصویر که به کتیبه به خط پهلوی اختصاص دارد باز هم شاهد پریدن حجار از روی شکاف سنگ و نوشتن ادامه نوشتار در سوی دیگر قسمت تخریب شده هستیم.

تصویر 9

 دانشگاه شیکاگو کعبه زردشت

این تصویر که یکی از کتیبه های به خط یونانی را نشان می دهد باز هم شاهد پریدن حجار از روی شکاف سنگ و نوشتن ادامه متن در سمت دیگر هستیم.

تصویر 10

 دانشگاه شیکاگو کعبه زردشت

در این تصویر که کتیبه دارای شکاف در قسمت انتهایی آن است شاهد کوتاه شدن خطوط در هنگام رسیدن به شکاف سنگ هستیم. یعنی وجود شکاف سنگ کتیبه کن را مجبور کرده است خطوط را کوتاه تر بنویسد.

تصویر 11

دانشگاه شیکاگو کعبه زردشت
 

در این تصویر کتیبه کن با نزدیک شدن به شکاف سنگ نوشته های خود را کوتاه کرده است. جالب توجه اینکه این شکاف به‌وسیله تیم اعزامی از سوی دانشگاه شیکاگو برای نصب داربست بر بنا ایجاد شده بود. یعنی کتیبه کن به وسیله سوراخ های ایجاد شده توسط همکارانش مجبور شده نوشته های خود را کوتاه تر بنویسد. قضاوت چندان دشوار نیست!

تصویر 12 

دانشگاه شیکاگو کعبه زردشتاین تصویر دو کتیبه را با خطوطی متفاوت از نظر مرتب بودن نشان می دهد. ظاهرا سنگ بالایی را بر روی زمین نقر کرده و سپس در جای خود نصب کرده اند اما سنگی زیرین بر روی دیوار نقر شده و به همین دلیل به مرتبی سنگ بالایی در نیامده است.

این تصاویر سند گویایی بر خیانت جعل خانه ای است که نام دانشگاه بر روی خود گذارده است. این چه انگیزه ای است که دانشگاه شیکاگو را در بیش از 70 سال پیش برای دروغ سازی به ایران فرستاده است؟ هدف این فریبکاران که نام مستشرق و باستان شناس بر خود نهاده اند چیست؟ چرا سلسله ساسانی نیازمند جعل کتیبه است و از خود کتیبه برای ارائه به تاریخ به یادگار نگذاشته است؟

بدون شک ده ها سوال جدی و شایسته توجه می توان ارائه کرد که هریک دریچه ای عظیم را برای شناخت حقیقت می گشاید. اما نکته مهمی که باید آن را موردتوجه قرار داد این است که این جعلیات به عنوان سندی برای ایجاد و ترویج ناسیونالیسم ایرانی مورد بهره برداری قرار گرفته است. برپایه چنین جعلیاتی است که بسیاری تلاش کرده اند برای اسلام گزینه مقابلی به شکل قومی طراحی کنند و مدعی تمدنی شوند که با ورود اسلام به ایران نابود شده است. آیا نباید پرسید؛ این چه تمدنی است که عده ای ولگرد با عنوان باستان شناس از طرف دانشگاه شیکاگو بیایند و برای آن کتیبه جعل کنند؟

اما انتظار از جامعه علمی و دستگاه فرهنگی کشور این است که اولا علیه این شیادان که نام داشمند بر خود نهاده اند وارد عمل شوند و آنها را به محکمه بخوانند تا جوابگوی این خیانتشان باشند. ثانیا جامعه علمی کشور باید با نگاهی بومی و با تکیه بر تحقیقات مستقل و نه ترجمه آثار غربی ها تاریخ کشور را بازشناسی کند.

بنایی قرینه کعبه زردشت در پاسارگاد نیز وجود دارد که بر آن نام زندان سلیمان نهاده اند و سازمان میراث فرهنگی نیز برای اینکه این معنی در ذهن بیننده ها حک شود بر روی آن چند میله نصب کرده است. آیا نباید برای باستان شناسی ایران این سوال مطرح شود که تفاوت نام گذاری بر این دو بنا چیست؟

تصویر 13

 زندان سلیمان

بنای تخریب شده موسوم به زندان سلیمان که قرینه بنای موسوم به کعبه زرتشت است.

اما ببینیم باستان شناسان جاعل غربی در باره این نوشته های نوکنده چه داستان هایی سروده اند. اریک اشمیت یهودی که در نقش رستم حفاری هایی انجام داده بود با یهودیان دیگری مانند آرتور کرستین سن داستان های پر افت و خیزی در مورد نبردهای شاهان ساسانی با امپراتوران روم خلق کرده اند که به‌عنوان تاریخ ساسانی مطرح شده و وارد کتاب‌های درسی نیز شده است. این جعل ها و فریبکاری ها در واقع لکه ننگی ابدی برای نظام دانشگاهی غرب است که به جای کار تحقیقاتی و علمی آزاد به جعل کتیبه و فریب‌کاری روی آورده اند.




طبقه بندی:
ارسال توسط صادق
آخرین مطالب
.: :.

قالب وبلاگ