مستند داستان تمدن


مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 3 اسفند 1396

 

درسال  539 پیش ازمیلاد اقوام پارس و ماد به فرماندهی کوروش از رود دجله گذشتند و با تصرف  شهرهای متعددسرانجام دروازه های بابیلون بدون هیچ درگیری جدی و تخریب و آتش سوزی به روی مهاجمین گشوده شد!

 


کوروش هخامنشی در منابع کهن ایرانی: 

 نام کورش در متون اوستایی (اعم از یسناها، یشت‌ها، ویسپرد، وندیداد و خرده‌اوستا) نیامده است.

نام کورش در متون شرق ایرانی (اعم از سغدی، بلخی، خوارزمی، سکایی و جز آنها) نیامده است.

در متون فارسی باستان هخامنشی اطلاعاتی در باره کورش وجود ندارد، اما در دو جا نام او به شکل‌های زیر آمده است:

یک‌بار در کتیبه‌های کوتاه و مکرر مشهد مادر سلیمان (پاسارگاد احتمالی): «من کورش، شاه هخامنشی»؛

و دیگری در کتیبه داریوش در بیستون که کمبوجیه و بردیا پسران کورش معرفی شده‌اند: «پسر کورش به نام کمبوجیه از دودمان ما در اینجا شاه بود»، «مغ گئومات به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم»، «وَهیَزداتَه به دروغ چنین می‌گفت که من بردیا پسر کورش هستم».

نام کورش در متون پهلوی اشکانی (پارتی) نیامده است.

نام کورش در متون پهلوی ساسانی (اعم از کتیبه‌ها و کتاب‌ها) نیامده است.

نام کورش در متون مانوی نیامده است.

نام کورش در شاهنامه فردوسی نیامده است.

نام کورش در شعر و ادبیات فارسی نیامده است.

کوروش هخامنشی در تاریخ‌نامه‌های ایرانی: نام کورش چند بار به شکل‌های کورش، قورش، قورس همراه با شرح مختصری از او در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، تاریخ پادشاهان و پیامبران حمزه اصفهانی و چند متن دیگر آمده که بازتاب و تلخیصی از کتاب تورات یهودیان است. حمزه اصفهانی نام کورش را یک نام عبرانی یهودی می‌داند.

این همه‌ی آنچه بود که در متون ایرانی در باره‌ی کوروش آمده است. سکوت منابع ایرانی در قبال نام کوروش نشان می‌دهد که ایرانیان با این‌که اندکی با نام او آشنا بوده‌اند، اما کوروش در بهترین حالت شخصیتی ناچیز بوده است که ایرانیان برای او اهمیتی قائل نبوده‌اند.(منبع: سایت پژوهش‌های ایرانی)


 

کوروش در بابل:

به دلایل متعدد می توان گفت که کوروش از طرف بابل برای تصرف بابل فراخوانده می شود! بزرگ ترین اشتباه بخت النصر تبعید چند هزار یهودی به امپراطوری بابل بود و به نظر می رسد بخت النصر فریب اسب تروای دولت اورشلیم را خورده است.

یهویاکین پادشاه اورشلیم و قاتل انبیاء بنی اسرائیل که از تعقیب و گریز بنی اسرائیل هیچ مضایقه نمی نمود در نهایت به این نتیجه رسید که نمی توان به صورت مستقیم و رودر رو با دو امپراطوری بزرگ بابل و مصر کنار آمد لذا شرایطی را فراهم آورد تا با تبعید بخشی از یهودیان به بابل از درون به واپاشیدگی قدرت امپراطوری بابل اقدام نمایند و به این صورت تروای بابل را رقم زد و به اصطلاح بنیان صهیونیسم ابتدایی را پایه گذاری کرد. یهودیان بابل به دربار نفوذ نمودند و رفته رفته قدرت دربار را در اختیار گرفتند.

بخت النصر که در اواخر به خدای دانیال نبی و ارمیاء ایمان آورده بود به طرز مشکوکی درگذشت! یهودیان نفوذی مترصد فرصتی مناسب، کوروش یکی از والیان محلی ماد را برای تصرف بابل فرا می خوانند. درسال  539 پیش ازمیلاد اقوام پارس و ماد به فرماندهی کوروش از رود دجله گذشتند و با تصرف  شهرهای متعددسرانجام دروازه های بابیلون بدون هیچ درگیری جدی و تخریب و آتش سوزی به روی مهاجمین گشوده شد! و این امپراطوری زیر سایه کوروش، دولت در سایه یهود ماند!

پس از سقوط امپراتوری بابل، کورش اجازه بازگشت شاه و درباریان و اشراف و کاهنان یهودی را به اورشلیم صادر می نماید. اما بخش مهمی از بزرگان یهودی در بابل می مانند و هیچ گاه به بیت المقدس و سرزمین یهود باز نمی گردند! و به بازیگری در میان قدرتهای بزرگ جهان آن روز بابل، مصر، ایران و روم تبدیل می شوند.

داستان مردخای یهودی و اِستِر در دربار خشایارشا، پادشاه ایران گویای حضور قدرتمند همین یهودیان و دسیسه آنان در قلمرو امپراطوری هاست. استر با تدبیر مردخای، همسر خشایارشا و ملکه قدرتمند ایران می شود و یهودیان با حمایت استر، در واقعه هولناک پوریم به کشتار خونین و وسیع ایرانیان دست می زنند.

توصیف قساوت آمیز "کتاب مقدس - عهد عتیق – کتاب (سوره) استر" ازقتل عام بزرگان ایرانی به دست این میهمانان نو رسیده در روز سیزدهم ماه ادار حیرت انگیزاست:

ویهودیان بردشمنان خود پیروز شدند ..همه مردم از یهوذیان می ترسیدند و جرات نمی کردند در برابرشان بایستند. تمام حاکمان و استانداران ، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان کمک می کردند...به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده،کشتند.آنها در شهر شوش که پایتخت بود 500 نفر را کشتند...ده پسرهامان بن همدانای، دشمن یهود،راکشتند... و [جسد] ده پسر هامان را[درشوش]به دارآویختند... درروزچهاردهم ماه ادارنیز جمع شده سیصدنفر را درشوش کشتند... و سایر یهودیانی که درولایتهای پادشاه بودند...هفتاد و پنج هزارنفر از مبغضان خویش را کشته بودند...درروز چهاردهم ماه آرامی یافتند و آنرا روز بزم و شادمانی نگاه داشتند...

این روز یعنی سالروز قتل عام 77000 ایرانی ( باید جمعیت ایران در 2600 سال پیش را در نظر گرفت . با توجه به آنکه جمعیت کم بوده است. این کشتار را می توان یک نسل کشی بحساب آورد) ، هر ساله تحت عنوان عید پوریم توسط یهودیان جشن گرفته می شود و در این روز وقیحانه به جشن و پایکوبی می پردازند.

 

منشور حقوق بشر کوروش:

منشور خشتی حقوق بشر کوروش: به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. 

این منشور به مانند اکثر آثار با اهمیت ایران باستان مانند الواح مشهور طلایی داریوش، ظروف و زیورآلات طلایی مشهور تپه حصار، به طرز معجزه‌آسا، ناگهانی و شگفت آور کشف می شود: هرمزد رسام، تبعه بریتانیا و عضو هیئت حفاری بریتانیا در بین‌النهرین در حالیکه مغضوب هیئت حفاری بوده و می‌بایست محوطه کاوش را ترک می‌کرده، مدت کوتاه دیگری بطور شبانه و پنهانی دست به تفحص می‌زند، تا اینکه ناگهان و از اقبال بلند خود منشور کورش هخامنشی را در اطراف یک بقعه روستایی، در حالیکه در گوشه‌ای روی زمین افتاده بوده، شخصاً «کشف» می‌کند.

 

با این حال این منشور مورد اعتراض قرار گرفته است و نامگذاری این استوانه را به این نام به حکومت پهلوی نسبت می دهند. و کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر به ناهمخوانی‌هایی در این منشور اشاره دارد. و معتقد است: "سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شده است." پرفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود دروغ‌های بزرگی در این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل بکار برده، اشاره می‌کند. بروس لینکلن به چهار قیام مردم بابل بر علیه حکومت پارس‌ها اشاره کرده و ماهیت این منشور را زیر سؤال می برد.

تشکیک و تردید در ترجمه متن منشور نیز بر این بدگمانی ها سایه افکنده است به طوری که نسخه‌های جعلی بسیاری از ترجمه این منشور موجود است.

دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.

اما جای سوال اینجاست که چرا امپراطور بزرگ و فهیمی همچون کوروش متن تاریخی خود را بر مشتی خشت می نگارد تا برای آیندگان به یادگار ماند؟!  آیا او به یاد ندارد که چنین کتیبه خشتی هرگز از گزند آب و باد در امان نخواهد ماند؟!

آیا با توجه به تردید ها و تشکیک های فوق این بدگمانی حاصل نمی شود که شاید دست هایی در ساخت این لوح استوانه ای گلی به عنوان متن اولیه حقوق بشر و انتساب آن به کوروش در کار است. چیزی که تازگی ندارد و حداقل برای برخی از برماند های تاریخی ما اتفاق افتاده است؟!! از جعل متن حکاکی شده بر کعبه زردشت تا سرقت هزاران الواح گلی و آثار باستانی دیگر.

آیا نقش کابالیسم و یهود را در تیتر ساختن این متن می توان نادیده گرفت؟ هم بخاطر مادر کوروش جاویل که خود یهودی بود و هم کوروش "قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.

در تمجید و بزرگداشت کوروش و در باره فرمان کوروش مبنی بر آزادی یهودیان، در باب‌های گوناگون عزرا و اشعیا در کتاب تورات (عهد عتیق) آمده است: "خداوند روح کوروش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی صادر کند و بنویسد کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه خدای آسمان مرا چنین امر فرموده است که خانه‌ای برای او که در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم. پس همگی برخاسته و روان شدند تا خانه خداوند را بنا نمایند. و کوروش پادشاه، ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر (بخت‌النصر) آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خود گذاشته بود، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد".(منبع: سایت پژوهش های ایرانی)


 

ماساگت ها و مرگ کوروش:

ماساگت یا ماساژت یکی از اقوام ترک و از تیرهٔ سکایی نیمه‌ صحراگرد در آسیای میانه بودند. ماساگت ها اصولاً از روی کتاب هرودوت به عنوان گروهی که در بخشی قابل توجهی از شرق دریای خزرمی‌زیستند شناخته شده‌اند.

در سال ۵۲۹ پیش از میلاد کوروش به قبایل سکاها در آسیای مرکزی حمله کرد و در جنگ با ماساگت‌ها به دست ملکه تومریس سربریده شد.

ماساژت ها از تیره سکاها همانند کاسی ها و خزرها از اقوام ترک ساکن شرق، غرب و جنوب خزر بودند. تومریس ملکه گروه بزرگی از زنان بود. این گروه از زنان متهور با بریدن بخش اضافی و مزاحم سینه های خود، خود را به نسبت شرایط جسمانی مردان می رسانند. در برخی منابع از این گروه به نام آمازون ها یاد می شود.


این تصویر نمادین است!

از مقبره مادر سلیمان تا آرامگاه کوروش:

نخستین نمونه‌های کتیبه‌های جعلی از خانه یک عتیقه‌فروش و دلال انگلیسی آثار باستانی در بغداد پدیدار شد و پس از آن رونق بسزایی یافت. این شخص کلودیوس جیمز ریچ (Claudius James Rich) نام داشت و برای منافع تجاری کمپانی هند شرقی انگلیس در بغداد کار می‌کرد. ریچ همان شخصی است که گویا برای نخستین بار مدعی شد بنای موسوم به مقبره مادر سلیمان در دشت مرغاب آرامگاه کوروش هخامنشی است.


نام های آرامگاه منسوب به کوروش:

این آرامگاه، حداقل هزار سال به نام های مسجد مادر سلیمان (ع) ، مشهد مادر سلیمان (ع) ، گور مادر سلیمان (ع) ، گور سلیمان (ع) ، مشهد ام النبی (ع)، مقبره سلیمان (ع) و مشهد مرغاب نامیده می شده است. چند نام نخستین، در ارتباط با حضرت سلیمان (ع) می باشد و مشهد مرغاب به دلیل دشت مرغاب که بنای آرامگاه در آن قرار دارد، اطلاق شده است...

  اینک عقیده و نوشته پاره ای از مورخین متأخر را در وجه تسمیه این بنا به مشهد ام النبی عیناً نقل می نماید:
ابن بلخی با آنکه بیشتر از شهرها و نقاط پارس را در فارس نامه خود ذکر کرده است از پاسارگاد فقط در یکجا آنهم ضمن مرغزاران (مرغزارکالان) نام می برد و آن چنین است : «مرغزارکالان نزدیک گور مادر سلیمانست . طول آن چهار فرسنگ اما عرض ندارد مگر اندکی و گور مادر سلیمان از سنگ  کرده اند ، خانه چهارسو هیچکس در آن خانه نتواند نگریدن ، گویند که طلسمی ساخته اند که هر که در آن خانه نگرد کور شود ، اما کسی را ندیده ام که این آزمایش کند...

حمدالله مستوفی نیز در نزهه القلوب فقط در یکجا آنهم ضمن توصیف مرغزارن از مشهد مادر سلیمان نام می برد که اقتباس از فارس نامه بلخی است،وی می نویسد:مرغزارکلان بجوار گور مادر سلیمان(ع) طولش چهار فرسنگ اما عرض کمتر دارد و قبر مادر سلیمان از سنگ کرده اند خانه چهارسوست...(منبع: سایت پژوهش‌های ایرانی)




طبقه بندی:
ارسال توسط صادق
آخرین مطالب
.: :.

قالب وبلاگ